اشیر که بود؟

آنچه از بزرگان مثل پدرم و پدربزرگم شنیده ام اینجا نقل میکنم.

اشیر که بود؟

اشیر مردی دلیر به همراه برادرش بشیر از دیار آریایی با قومیت لر بودند. ظلم زمانه باز هم بر مردان آزاد منش بسیار سخت و تنگ می نمود. پس مانند تمام ایران زمینیان این دو مرد پاک به پا خاسته بودند و حاکم آن دیار که مردی جبار بوده را به همکاری هم از بین می برند. در این حین بشیر زخمی می شود.

هر دو به خاطر اعلان پسر مرد ظالم از دیار و اقوام خود جدا شده و راه را به مسیر دوری نهادند که این مسیر مسیری جز مسیر مردانگی نداشت.

بشیر در مسیر خون می ریخت و رفته رفته ضعیف و ضعیف تر می شد تا این که به دیار گل های ایران یعنی گلپایگان می رسند. منطقه خوش آب و هوا و پوشیده از کشاورزی با دامداری های بسیار موفق. دیگر بشیر بیش از این طاقت دور شدن از دیار خود را ندارد و بر زمین می خورد. اشیر هم او را در میان کشاورزی ها مخفی می کند و به بررسی دیار می پردازد. بسیار دور شده بودند و دیگر رد پایی از یاران ظلم نبوده است. اشیر بر می گردد به بالین برادر و دیگر در این عالم شده بد تنهای تنها. برادر خاک گرم زمین ایران را بوسیده بود و روحش آزادتر از قبل به پرواز در آمده بود.

 اشیر هم که آن دیار را بسیار خرم دیده بود و در ضمن از دست ظالمان دور شده بود. در همان دیار تصمیم به زندگی کردن نمود.

این محل در کنار آتشکده بزرگی بود که از دوران حضرت زرتشت باقی مانده بود. مکانی بسیار دیدنی در پنهای کوهپایه و خرم به نام نیوان نار.

این شد که اشیر دلاور تصمیم به اقامت گرفت و در همان مکان ازدواج نمود.

/ 0 نظر / 76 بازدید