زندگی نامه من

 
کباب کوبیده
نویسنده : - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩۳
 

یکی از محبوب ترین غذا های ایران کباب کوبیده است که منطقه نیوان نار به این غذا شهره است و به خاطر داشتن بهترین گوشت های گوسفندی که تولید همین منطقه است یکی از بهترین کوبیده های دنیا را دارد.

مردم این منطقه در هر مهمانی و هر مراسمی فرصت را گرامی می دارند و از این غذا بسیار خوشمزه سرو می کنند.

این غذا در نیوان نار معمولا همراه با سبزی های رشد کرده در منازل شخصی سرو می شود.

این غذا همیشه در کنار خود بهترین دوغ که دوغ بسیار تازه و خوشمزه ای است را به عنوان نوشیدنی همراه دارد.

 

 


 
 
آب و هوا
نویسنده : - ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩۳
 

منطقه نیوان نار در دل کوهپایه گلپایگان قرار دارد

اب هوایی نیمه سرد دارد

عکس زیر نمونه ای از این هواست. بارش برف در روز 14 فروردین سال 1393 نمونه ای از این ادعاست

 


 
 
اوستا حسن که بود؟
نویسنده : - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ تیر ،۱۳۸٩
 

 

اوستا حسن که بود؟

اشیر پس از اقامت در منطقه نیوان نار (در حوالی گوگد واقع در شهر گلپایگان) مبادرت به ازدواج نمود از ایشان یک پسر به دنیا امد که نام او را حسن گذاشتند. با به دنیا آمدن این آقا پسر رنگ آرامش بر زندگی اشیر پر رنگ می شود.

حسن در زندگی خود بسیار با هوش بوده و مبادرت به کارهای نجاری و کتابت داشته است که در این کار ها بسیار توانا می شود و در منطقه به اوستا حسن مشهور می شود.


 
 
اشیر که بود؟
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٩
 

آنچه از بزرگان مثل پدرم و پدربزرگم شنیده ام اینجا نقل میکنم.

اشیر که بود؟

اشیر مردی دلیر به همراه برادرش بشیر از دیار آریایی با قومیت لر بودند. ظلم زمانه باز هم بر مردان آزاد منش بسیار سخت و تنگ می نمود. پس مانند تمام ایران زمینیان این دو مرد پاک به پا خاسته بودند و حاکم آن دیار که مردی جبار بوده را به همکاری هم از بین می برند. در این حین بشیر زخمی می شود.

هر دو به خاطر اعلان پسر مرد ظالم از دیار و اقوام خود جدا شده و راه را به مسیر دوری نهادند که این مسیر مسیری جز مسیر مردانگی نداشت.

بشیر در مسیر خون می ریخت و رفته رفته ضعیف و ضعیف تر می شد تا این که به دیار گل های ایران یعنی گلپایگان می رسند. منطقه خوش آب و هوا و پوشیده از کشاورزی با دامداری های بسیار موفق. دیگر بشیر بیش از این طاقت دور شدن از دیار خود را ندارد و بر زمین می خورد. اشیر هم او را در میان کشاورزی ها مخفی می کند و به بررسی دیار می پردازد. بسیار دور شده بودند و دیگر رد پایی از یاران ظلم نبوده است. اشیر بر می گردد به بالین برادر و دیگر در این عالم شده بد تنهای تنها. برادر خاک گرم زمین ایران را بوسیده بود و روحش آزادتر از قبل به پرواز در آمده بود.

 اشیر هم که آن دیار را بسیار خرم دیده بود و در ضمن از دست ظالمان دور شده بود. در همان دیار تصمیم به زندگی کردن نمود.

این محل در کنار آتشکده بزرگی بود که از دوران حضرت زرتشت باقی مانده بود. مکانی بسیار دیدنی در پنهای کوهپایه و خرم به نام نیوان نار.

این شد که اشیر دلاور تصمیم به اقامت گرفت و در همان مکان ازدواج نمود.


 
 
شجره نامه
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٩
 

محمد رضا

صفرعلی

تیمور

محمد اسماعیل

علی آقا

کریم

استاد حسن

اشیر


 
 
بسم الله
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٩
 

امروز بنا بر اتفاقاتی که توی زندگیم داره می افته تصمیم گرفتم یک طورایی این زندگی ام را به صورت مکتوب در آورم.

امید وارم که نظرات دوستانی که به این وبلاگ می آیند موفقم کند تا بتوانم به بهترین صورت مطلب بنویسم.